زمستان
+
شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ | 16:44 | فاطيما و مجتبی
شعر کوتاه زمستان
آرزو کن با من
که اگر خــواست زمســـتان برود!
گرمیِ دستِ تو اما باشد
“مــا” ی ما “مـــن” نشود
سایه ات از سرِ تنهاییِ من کم نشود!

دوبیتی زیبا در مورد زمستان
به دل نا گفته صدها حرف دارم
میان سینه زخمی ژرف دارم
به روی پوستین سالخوردم