تولدت مبارک خواهرم
واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد
دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید
نقش لبخن درا بر چهره ی زیبایت خواهم پاشید
تا جرأت نوشتن این سطر لرزان را پیدا کنم
تولدت مبارک خواهرم . ۲۸شهریور سالروز تولدت مبارک خواهرم فاطیما.
ولی خیلی قشنگه که اینجوری یکی رودوس داشته باشی.اونوقته که آرومی،بودن یا نبودنش،زنگ زدن و نزدنش ناراحتت نمیکنه،وقتی ماه ها خبری ازش نیست نمیگی لابد من بد بودم،لابد من به اندازه کافی جذاب نبودم وشادی با همون چیزای کمی که ازش داری.وقتی خاطره هاش رو مرور میکنی اینقد کم ان وتکرار شدن که همه ی لحظه هاش نزدیکن بهت.لازم نیست هی بگردی تو این حافظه ی ... و....
اینجوری هاست که وقتی میگه "شاید خدا نخواست کنار تو" بازم آرومی و از ته دلت میگی "خوشبختیت آرزومه "و بازم تو بهترین لحظه هات اولین کسیه که واسش دعا میکنی .اینجوریهاست که وقتی یهو بیخبر میاد انگار همه ی دنیا رو بهت دادن.حس میکنی درسته کم هست،حرفی نمیزنه،یا گاهی حرفی میزنه که...ولی ته ته ته دلش دوست داره و حس میکنی چه خوبه که دوس داشتنت رو با هیچ چی ،با هیچی حتی با خودش و حسش قسمت نکردی. برگرفته از : وبلاگ...