فاطیما جان درد فراق تو آتشی بر جانم زده آتشی که شعله های آن را احساس می کنم.

عزیز بهتر از جانم تنها انتظار و امید به وصال این آتش را در نظرم سرد کرده وصالی که تمام آرزوی من است.

در اندیشه ام کی طی شود وقت فراق دوست به من می گوید انتظار و انتظارو انتظار.می کشم این انتظار را تا ببینم روز وصل یار مهربانم را .

دوستت دارم عشق من.